مجموعه دروغها Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 31 شهریور ماه سال 1387 ساعت 00:59 AM

علی طی یک عملیات کاملا ناجوانمردانه، درست فردای اتمام بنایی که خانه را گند برداشته بود، مادرش را به افطار دعوت کرد خانه‌مان و من مجبور شدم با قدرت چند اسب بخار خانه را تمیز کنم. 

در عوض مادرشوهرم طی یک عملیات کاملا جوانمردانه، خواست که من فقط چایی دم کنم و افطاری را با خودش آورد، آش شله‌قلمکار، سبزی‌خوردن، خرما، نان سنگک تازه ... حتی پرسید: کره و پنیر هم بیاورم؟ 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo